امروز : پنج شنبه 11/شهریور/1389

انتشارات کتاب کاروان

˜ÊÇÈ کیمیاگر (با صدای محسن نامجو)ـ کتاب سخنگو  / کتاب گویا  
˜ÊÇÈ راهنمای رزم آور نور  ـ با صدای میکاییل شهرستانی ـ کتاب سخنگو / کتاب گویا  
˜ÊÇÈ کی خسرو  
انتشارات کاروان - خانه

کتاب آدم و حوا (بخش اول از سه گانه ی روز اول عشق)

کتاب ها  > رمان ایرانی

آدم و حوا (بخش اول از سه گانه ی روز اول عشق)
نویسنده : محمد محمدعلی
موضوع: رمان ایرانی
تاریخ چاپ: 1381
قطع : رقعی
تعداد صفحات: 288
نوع صحافی : نرم
زبان اصلی : فارسی
زبان کتاب : فارسی
شابک : 964-7033-55-9
* قیمت دلاری برای خارج کشور با احتساب هزینه پستی میباشد
* کتاب 24 ساعت پس از سفارش ارسال می گردد


درباره کتاب


آدم و حوا بخش اول سه گانه روز اول عشق است که غیر از این کتاب در برگیرنده مشی و مشیانه و جمشید و جمک است.

محمدعلی داستان خلقت و عشق آدم و حوا را در قالب مجموعه ای از داستان های کوتاه به هم پیوسته و از زبان «اقلیما» (دختر حوا) روایت می کند. محمدعلی از آنجا که به خوبی از تکراری بودن داستان برای مخاطبش آگاهی دارد تلاش می کند با بهره گیری از اصلی ترین ویژگی نویسنده یعنی خلاقیت، روایتی نو از داستان کهنه ارائه دهد. از همین رو است که تمامی شخصیت ها را از نو می سازد و جلوه ای تازه به آنها می بخشد و آنها را به عنوان شخصیتی داستانی و نه مقدس و آسمانی در مقابل خواننده قرار می دهد که رفتارهایی مشابه رفتارهای انسان های امروزی دارند. رمان آدم و حوا که نویسنده اش برای خلق آن از آثار و منابع بسیاری وام گرفته است از ساختاری خطی بهره می برد که به خواننده این اجازه را می دهد تا به سادگی پیش برود و با مفهوم اسطوره در قالبی مدرن و امروزی همراه شود. محمدعلی علی رغم بهره گیری از زبانی که میان نثر کتاب های مقدس و نثر ساده امروز قرار دارد، همچنان بر روایت بیش از دیگر عناصر داستانی تأکید دارد، مسئله ای که سال هاست از اصول داستان نویسی او به شمار می رود و می تواند در عین آنکه به آثار او تشخص می بخشد، او را در پذیرش برخی شیوه های ادبی نو دچار مشکل سازد.نوع نگرش محمدعلی به داستان نویسی و ادبیات و رفتار حرفه ای و قابل احترامش با نظرات انتقادی دیگران ظرفیت های او را برای حرکت به سوی افق های تازه بالا می برد. حرکت رو به جلو آرام اما مداوم محمدعلی که گاه با پرش های بلندی همراه بوده است حاصل همین دیدگاه ویژه او است.

نقد آرش حجازی بر کتاب آدم و حوا:

اسطوره‌های آفرینش، همواره از جذاب‌ترین و پرشنونده‌ترین قصه‌ها در تمام اقوام عالم بوده‌اند. از داستان‌های «چرایی» سرخپوستان امریکا، تا اسطوره‌ی پیچیده‌ی آفرینش در آیین مانی، همواره توجه بشر را در ادوار گوناگون تاریخی جلب کرده‌اند. چرا که مبدا، بیش از مقصد، مورد سؤال انسان است و کم از آن مبهم نیست. اگر تلاش‌های باستان‌شناختی و تاریخی و زیست‌شناختی و جهان شناختی بشر امروز را در کشف رموز سرگذشت انسان می‌بینیم،‌ شاید دلیلی جز پی بردن به مبدا هستی نداشته باشد و دلایل علمی دیگری که بر این تلاش می‌آورند، چیزی جز بهانه نباشد.

محمد محمدعلی، در سه‌گانه‌ای به نام «روز اول عشق»، مشتمل بر سه کتاب «آدم و حوا»، «مشی و مشیانه» و «جمشید و جمک»، در این تلاش گروهی شرکت کرده و کوشیده روایات موجود در این سه اسطوره‌ی نخستین را با قرار دادن در یک خط داستانی، گرد بیاورد.

«آدم و حوا» نخستین کتاب از این سه‌گانه، روایتی یا به عبارتی،‌ جوامع‌الروایاتی شیرین است از داستان آفرینش و پیدایش نوع بشر بر روی زمین، از دیدگاه روایات سامی، هرچند در روایات مورد توجه در این کتاب، کم‌تر روایات غیراسلامی یهودی یا مسیحی مورد توجه قرار گرفته‌اند و به جز در بخش «لیلیت»، اغلب منابع اسلامی بوده‌اند.

نویسنده در آغاز کتاب، بر فراز صخره‌ای سنگی و رفیع، با اقلیما دختر حوا ملاقات می‌کند و اقلیما، ماجرای آفرینش را از آغاز تا مرگ آدم برای او باز می‌گوید:

«عصای چوبی ظریفی دستش بود. انگار که زمستان باشد، لباس‌های چین‌دار و بلند پوشیده بود. با موهای سپید و شانه زده از فراز صخره‌ای سنگی و رفیع، نظاره‌گر دهکده بزرگ و ویرانی بود که در زمان حیاتش پدید آمده بود. دهکده‌ای با غارهای تودرتو و چپرها و آلونک‌ها و کلبه‌های کوچک و بزرگ و چند بنای خشت و گلی و کاهگلی ... دو ساعتی مانده‌ به غروب جمعه پیش با چمدانی پر از کاغذهای سفید و قلم‌های تراشیده سیاه، مقابل اقلیما ایستادم. چند بار پرسید "چرا من؟" و من هربار پاسخ دادم تا توانستم به او بقبولانم بهترین راوی خود اوست، نه من. او دومین دختر آدم و حوا بود و ناظر بر مرگ پدر و مادر و برادران، هابیل و قابیل ... آن پارسا زن در خور ستایش گفت و من نوشتم...» (ص 12)

و بعد داستان آغاز می‌شود. خدا با عشق زمین و آسمان را می‌آفریند و جنیان را خلق می‌کند تا ساکن زمین شوند، اما جنیان شرارت می‌کنند و به دستور خدا، جنیان دوبار تار و مار می‌شوند، یک بار به دست لشکرِ فرشتگان، و بار دیگر به دست حارث، یکی از جنیان مقرب خدا که بعدها نام ابلیس و شیطان را یدک خواهد کشید.

سپس خداوند تصمیم به خلق انسان می‌گیرد تا جانشین او بر روی زمین شود. بخشی که به جزئیات خلقت انسان پرداخته، از فصول زیبای این کتاب است. از زمانی که خدا از تک‌تک ملائک مقرب می‌خواهد تا از زمین خاک بیاورند و در میان آنان، تنها عزرائیل موفق می‌شود. تا آن‌جا که چهل روز بر آن خاک باران می‌بارد و از آن هیکل انسان را می‌سازد. حسادت حارث (ابلیس) و بررسی دقیق اعضا و جوارح آدم، تا این‌که به دل می‌رسد و می‌بیند در آن راه ندارد. و زمانی باهوش سرشار خود درمی‌یابد آن‌چه خدا می‌خواهد وانمود کند در دل است، در حقیقت در سر آدمی است.

داستان ادامه می‌یابد تا دمیدن روح در آدم و خلق حوا و چه‌گونگی فریب خوردن حوا از شیطان و هبوط آدم و حوا بر روی زمین، جدایی آدم و حوا و بعد به هم رسیدن آن‌ها در کنار خانه‌ی کعبه و ازدواج آسمانی آن‌ها، پدید آمدن فرزندان و جدال میان‌ هابیل و قابیل و مثلث عشقی که گویی همچون طلسمی از آغاز خلقت بر بشر نشانده‌اند.

در حقیقت کتاب به دو بخش پیش از هبوط و پس از هبوط تقسیم می‌شود. در بخش پیش از هبوط، نویسنده با مطالعه‌ی دقیق متون، توانسته فضایی محکم از جهان لاهوت خلق کند. علی‌رغم آن‌که هر خواننده‌ای داستان آدم و حوا را پیش‌تر شنیده و خوانده، اما هیجانی در او پدید می‌آید که گویی باز امیدوار است که گناه نخستین صورت نگیرد، میان انسان و شیطان آشتی برقرار شود، و هر طور شده، از هبوط جلوگیری شود، و این نشانه‌ی هنر نویسنده در ایجاد فضای تعلیق است. آن گاه که سرانجام آدم و حوا مقهور وسوسه‌ی شیطان خناس می‌شوند و میوه‌ی ممنوعه را می‌چشند، با صحنه‌ی زیبایی مواجه می‌شویم:

«خدا فرمود: از درختی که منع کردم خوردی؟»

گفت: «آری، آری. ملامتم کن.

فرمود: ملعون باد زمینی که از آن آفریده شدی. لعنت بر آن درختی که به تو جای داد. خار و ذلیل باد آن میوه‌ای که از گلوی تو فرو رفت و به شکمت رسید...» ( ص 128)

و هرگز، علی‌رغم خواسته‌ی آدم، خود او را ملامت و نفرین نمی‌کند، چرا که خداوند خود خالق سرنوشتی است که هبوط انسان را بر زمین ناگزیر ساخته است. اما در آن لحظه، دل خواننده به درد می‌آید،‌ چرا که این صحنه، حالت مادری را تداعی می‌کند که می‌داند فرزند دلبندش لاجرم باید خانه را ترک کند، اما تحمل درد فراق فرزندش برای او دشوار است.

پنج نفر از بهشت اخراج می‌شوند، آدم و حوا که فریب خورده‌اند، ابلیس که فریب داده است. و مار و طاووس که ابلیس را یاری داده‌اند. آدم و حوا دست هم را می‌گیرند و دلخوشند که دست کم با هم‌اند. آدم پیش از اخراج می‌گوید: «به نام خدای رحمان و رحیم». و ناگهان جبرئیل او را نگاه می‌دارد و نزد خدا شفاعت می‌کند که آدم به رحم مطلق او پناه برده و سزاوار بخشایش است.

«جبرئیل گفت: آدم تو را به اسم رحمان و رحیم خواند، چه شود اگر بر او و همسرش رحمت آوری؟

فرمود: مرا رحمت کم نیست، لاکن اگر امروز بر وی رحمت کنم، بر یک تن رحمت آورده‌ام. بگو رحمت من باشد تا فردای قیامت. وقتی که به بهشت باز آمد، هزاران هزار عاصی از فرزندانش با وی باشند. آن‌گاه بر ایشان رحمت کنم تا وسعت و میزان رحمت من آشکار شود.» (ص 134)

و خدا با این حکم، کلید آغاز تاریخ بشر را می‌زند.

هم‌زمان با هبوط، دستور می‌دهد آدم و حوا دست یکدیگر را رها کنند تا درد جدایی را بچشند، همان‌گونه که خداوند درد جدایی از انسان معصوم را چشید. و عصر معصومیت با همین جدایی به پایان می‌رسد. همین جدایی است که جدایی را در جهان پدید می‌آورد و به عشق تلخ لوئیزا به قابیل و عشق نافرجام قابیل به اقلیما می‌انجامد و اولین جنایت تاریخ را خلق می‌کند. گویی جهان سلسله حلقه‌های به هم پیوسته‌ای است که لمس هر حلقه‌، لاجرم حلقه‌ی بعدی را به بار می آورد.

از تلاش‌های جالب نویسنده در این کتاب این است که با استفاده از آثار ادبی و غیر ادبی تاریخ بشر، به نوعی خواسته سرچشمه‌ی تمامی محصولات فکری و تخیلی بشر را، در آدم و حوا بیابد. گویی آدم کهن‌ الگوی هر انسانی است و آدم را به یاد آدم کدمون یهودیان یا آنتروپوس کیمیاگران می‌اندازد. مثلاً «برایش می‌سازد یک بهشت؟... تا عرش خدا بالا می‌رود!... تا آخر دنیا می‌رود!... می‌رود به جنگ سرنوشت....» (ص 148) که اشاره‌ای است به یکی از ترانه‌های پاپ ایرانی، و یا «از این پس من نیز وقتی شب‌ها به آسمان نگاه می‌کنم، چون تو در یکی از آن ستارگان ساکنی، چون در یکی از آن ستارگان می‌خندی، آن وقت برای من چنین خواهد بود که همه‌ی آن ستارگان دارند می‌خندند و من ستارگانی خواهم داشت که خندیدن می‌دانند» (ص 221)، که اشاره‌ای است به شازده‌ کوچولوی سنت‌اگزوپری، و این که بشر، همواره به یک شیوه می‌اندیشد، به یک شیوه رنج می‌برد، و به یک شیوه عشق می‌ورزد. روز اول عشق، در حقیقت هر روز زندگی بشر است،  هر مردی آدم است و هر زنی، حوا، و گریزی از این بودن نیست.

شاید بتوان گفت در متون ایرانی اسلامی،‌نکته‌ای درباره‌ی آفرینش آدم و حوا نیامده است که «آدم و حوا»ی محمد محمدعلی، آن را نقل نکرده باشد. این تلاشی است در انسجام بخشیدن به افسانه‌های پراکنده و کهن ما، و در خور تقدیر.

کتاب‌های مرتبط

مشی و مشیانه ـ‌ قسمت دوم از سه گانه ی روز اول عشق

جمشید و جمک ـ قسمت سوم از سه گانه ی روز اول عشق

ایمیل
کلمه عبور
رمز عبورتان را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستم
فرهنگ واژگان و اصطلاحات کتاب و صنعت نشر
می خواهم کتابم را چاپ کنم
فصلنامه فرهنگی هنری جشن کتاب
نویسندگان کتابهای کاروان -  مترجمان کتابهای کاروان -  فرهنگ واژگان و اصطلاحات کتاب و صنعت نشر -  لیست الفبایی کتابهای انتشارات کاروان -  کتابهای پیشنهادی هفته -  پیوندها -  دانلود رایگان -  سؤالات متداول -  می خواهم کتابم را چاپ کنم -  آرشیو اخبار -  انجمن خبري -  درباره انتشارات کاروان -  مراکز فروش انتشارات کاروان -  تماس با ما -  همکاری با انتشارات کاروان -  شرایط تخفیف -  راهنمای خرید از سیستم فروش اینترنتی انتشارات کاروان
عضويت در باشگاه كتاب كاروان  -  ثبت نام کاربر جدید  -  فراموشی رمز عبور
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به انتشارات کتاب کاروان است 1382 - 1387 _ نقل قول با درج پیوند و ذکر منبع بلامانع است. طراحی سایت  نیمروز پارسیان