کتاب مثنوی معنوی را بسیاری از ناشران ایرانی به اَشکال مختلف منتشر کردهاند؛ اما این بار انتشارات کاروان این کتاب بینظیر را به صورتی متفاوت از چاپهای دیگر منتشر کرده است. مثنوی معنوی، شامل شش دفتر است که انتشارات کاروان هر دفتر را به صورت کتاب جیبی مجزا کرده است تا در این شکل و شمایل خرید آن برای اقشار مختلف مقدورتر باشد؛ به ویژه برای دانشجویان و دانشآموزان که لزوماً نیازی به همهی دفترهای آن ندارند. صفحهآرایی این شش دفتر به صورتی است که راحتخوان و زیبا باشد.
کتاب مثنوی معنوی را مولانا جلال الدین محمد بلخی رومی، شاعر بزرگ جهان اسلام که در قرن هفتم هجری/ سیزدهم میلادی در قونیه میزیسته و در همانجا وفات یافته فراهم آورده است. در مناقب سپهسالار که یکی از کهنترین منابع مربوط به مولانا و مولویه است، آمده است که کتاب مثنوی معنوی به خواهش یکی از محبوبترین مریدان مولانا، یعنی حسامالدین چلبی تدوین شده است. در مناقب افلاکی هم که مؤلف آن از وابستگان اولو عارف چلبی بود که در زمان سلطان ولد در آرامگاه مولانا مثنوی خوانی میکرد، همان مطلب تکرار شده است. مولانا هم در دیباچه مثنوی و هم در آغاز هر دفتر میگوید که کتاب را به درخواست حسامالدین تدوین کرده است.
مولانا کتاب خود را مثنوی معنوی نامیده است که نام یکی از قالبهای شعری ادبیات اسلامی خاور زمین است. نام دیگری بر آن ننهاده است. در آغاز دفتر اول، ابتدای دفتر دوم، باز در آغاز دفتر سوم، دفتر چهارم، و در ابیات آغازین دفتر ششم که آخرین دفتر این کتاب است، کتاب خود را به همین نام خوانده است. به همین دلیل است که هرگاه کلمه مثنوی معنوی بر زبان آید، همین کتاب از ذهن خطور میکند. اما کلماتی چون صیقل الارواح یا حسامی نامه که در دفتر دوم و ششم از سوی مولانا به مثنوی داده شده ، نامهای این کتاب نیست، بلکه صفات کتاب است. مولانا در دیباچه میگوید که مثنوی معنوی برای خود القابی دارد و چند لقب را هم بر میشمارد.
یکی از بزرگترین مزایای شاعری ، و شاید اولین مزیت آن که قابلیت تداعی است . در وجود مولانا به حدیُ است که نظیر آن دیده نشده است. مولانا که باریکترین نکتههای همه دانشهای زمان خود را میداند، با احاطه به چند زبان اشعار همه شاعران را خوانده است، و در کنار آن هوشی فوق العاده سیال، روحی بسیار ظریف ، ذوقی بیمانند، عشقی بیبدیل، احساس و ادراکی بینظیر دارد، و فردی است که نماد و ذوق و غلیان و حیرت و همه پدیدههای عالم معنی است ، مثنوی معنوی را میسراید ، در ذهن او معانی به دنبال هم میآیند، حکایاتی مناسب بحثها حکایتهای دیگر را به خاطرش خطور میدهد، انبوه کلمات بدینسان به دنبال هم جاری میشود . در ضمن بیان حکایتی، به انسانی یا حیوانی که در حکایت آمده است. خطاب میکند، اما بیدرنگ سخن را خود به دست می گیرد. مولانا وقتی با آن همه تلاطم به سخن در میآید، ناگهان آن حکایت ساده جان میگیرد. و آنگاه کلمهها به آتش و اشک بدل میشوند. (به نقل از سایت کتابنامه)
مثنوی حاصل پربارترین دوران عمر مولاناست. چون بیش از پنجاه سال داشت که نظم مثنوی را آغاز کرد. اهمیت مثنوی از آن رو نیست که یکی از آثار قدیم ادبیات فارسی ایران است بلکه از آن جهت است که برای بشر سرگشته امروز پیام رهایی و وارستگی دارد. مثنوی معنوی فقط عرفان نظری نیست بلکه کتابی است جامع عرفان نظری و عملی. او خود گفتهاست: «مثنوی را جهت آن نگفتم که آن را حمایل کنند، بل تا زیر پا نهند و بالای آسمان روند که مثنوی معراج حقایق است نه آنکه نردبان را بر دوش بگیرند و شهر به شهر بگردند.» بنابراین، عرفان مولانا صرفاً عرفان تفسیر نیست بلکه عرفان تغییر است. (به نقل از ویکی پدیا)
نوع دیگر این کتاب
کتاب مثنوی معنوی (دوره ی شش جلدی) - قطع جیبی - جلد نرم