لوکلزیوی 23 ساله با همسرش مارینا در سمت چپ، در سال 1963 ، کمی پس از انتشار اولین رمانش صورتجلسه، مصاحبه می کند. این رمان توجهات زیادی را به سوی این نویسنده ی جوان جلب کرد و در همان سال جایزه رنودو را برد.

لوکلزیو علی رغم اشتهار بین المللی اش تصمیم گرفت از نورافکن ها فاصله بگیرد و همین باعث شد به تدریس در دانشگاه های تایلند و مکزیک و نوشتن در خانه ی پدرش در موریتیو بپردازد.

لوکلزیو با کتابش جوینده ی طلا، پس از دریافت جایزه ی ژان جونو در سال 1997

لوکلزیو در وانواتا در سپتامبر سال 2005، موقع همراهی با پاتریس فرانچسکی، ناخدای کشتی سه دکله ی بودوز، در یک سفر اکتشافی برای کشف دوباره ی "مردمان آبی".

در حضوری نادر در انظار عمومی، لوکلزیو با پیر کاردن در افتتاحیه ی نمایشنامه اش پاوانا حضور می یابد. پاوانا کلمه ای است که سرخپوستان امریکا برای نهنگ به کار می برند.

لوکلزیو اوایل سال 2008 در پاریس

لوکلزیو پس اعلام جایزه ی نوبل، با مطبوعات ملاقات می کند. از او می پرسند آیا فکر می کند استحقاق این جایزه را داشته؟ جواب می دهد: "چرا نه؟"